باید آفتابه گرفت به این ملت احمق!

مارس 24, 2011

فیلم اخراجیهای3 با پیشی گرفتن از فیلم جدایی نادر از سیمین به صدر جدول فروش فیلمها رسیده.لینک
نکته مهم اینه که فروش فیلم این چماق به دست نه در یه روستای دور افتاده بلکه در تهران اتفاق افتاده.
هنوز کفن محمد مختاری و اشکانها و سهرابها خشک نشده که پایتخت نشینها رفتند این فیلم به اصطلاح طنز رو ببینند.
یعنی باید رسما دستشویی کرد به تک تک کسایی که رفتند این فیلم رو دیدند و یا در آینده خواهند دید.
باید آفتابه گرفت به این سطح شعور و سواد و درک.
طرف احتمالا از اون طرف به حکومت فحش میده از این طرف هم میره فیلم اخراجیهای3 و مسخره کردن کشته های جنبش رو با لبخند نگاه می کنه.
شاید هنوز هم زیاد دیر نشده باشه. یکی این ملت رو از خواب بیدار کنه.
مشکل اینه که شما واقعا باور می کنی که همه کسایی که اخراجیها رو دیدند ساندیس خورند؟!
باور می کنید که ساندیس خورها در اکثریتند؟!
خوب معلومه که نه. به ساندیس خورهایی که فیلم رو دیدند حرجی نیست و البته ساندیس خور اصلا نمی فهمه فیلم و سینما یعنی چی.
ولی من آفتابه می گیرم به تک تک آدمهایی احمقی که نمی دونند و هنوز هم نفهمیدند و یا براشون مهم نیست که با دیدن این فیلم به ساندیس خورها کمک می کنند.
آفتابه می گیرم به هر چی جهل و نادانی و حماقت در مردممه.
آفتابه می گیرم به تمام احمقهایی که رفتند فیلم اخراجیها3 رو نگاه کردند و دم از ایران و ایرانی و با هوش بودن ملت ایران می زنند.
آفتابه می گیرم به اون کسایی که روی خون شهیدا پا می ذارن می رن فیلم اخراجیهای 3 رو می بینند و می خندند.

دو سند تاريخي

سپتامبر 15, 2010

برگي از تاريخ

سپتامبر 12, 2010

کیهان  بهمن 57

لیست چیزهایی که از بابام خواستم تا برام سوغاتی بیاره، وقتی کلاس اول بودم

نوامبر 9, 2009

Image and video hosting by TinyPic

چند درصد مردم ایران مذهبی هستند؟

اکتبر 14, 2009

احتمالا بیشتر شما مثل من فکر می کنید و یا دست کم امیدوارید که میزان مذهبی بودن در شهرهای بزرگ و در نسل جدید کم باشه. خبری که چند رز پیش در اینجا:http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1965134 خوندم کمی  به فکر فرو برد. بذارید قسمتی از متن خبر رو اینجا کپی کنم:

«شايد خالي از لطف نباشد كه با دوست داشتني ترين نام هاي مورد توجه تهراني ها آشنا شويد. طبق گزارش هاي موجود، در پنج ماهه نخست سال جاري10 نام اولي كه تهراني ها براي دخترانشان انتخاب كرده اند، عبارت است از: فاطمه، زهرا، هستي، ستايش، ريحانه، سارينا، مبينا، زينب، محدثه و مائده.همچنين 10 نام پرطرفدار براي پسران تهراني در همين مدت به ترتيب تعداد عبارت است از: اميرعلي، ابوالفضل، اميرحسين، محمد مهدي، علي، امير محمد، مهدي، محمد طاها، محمدرضا و عليرضا«

از ین 10 اسم پر طرفداری که زوجهای جوان تهرانی در 5 ماه اخیر روی فرزندانشان گذاشته اند حتی یک اسم غیر مذهبی و غیرعربی مشاهده نمی شه! اسامی دخترهای هم اکثرا عربی هستند.جالبه که توجه کنید این آمار مربوط به استان تهران و تولدهای جدید (که احتمالا بیشتر مربوط به زوجهای جوانه) می باشند.

خب شما چی فکر می کنید؟ واقعا چند درصد مردم ایران و تهران مذهبیند؟

آیا واقعا ما همچنان راه زیادی تا رسیدن به ارزشهای ایرانی و ملی و آزاد اندیشی داریم؟

ایا واقعا هنوز افراد غیر مذهبی بسیار کمند یا دلیل دیگه ای برای این آمار دارید؟

آیا واقعا ما ایرانیها فهمیده ترین و با هوش ترین ملت دنیا هستیم که اسامی فرزندانمان را از مهاجمین قبلی کشورمان انتخاب می کنیم؟

آیا واقعا مذهب باعث تحمیق مردم شده و ما رو به مصداق خلایق هر چه لایق رسونده تا سرنوشتمون اکنون اینچنین باشه یا شما هم فکر می کنید که سیستم حکومتی و استثمار ما رو به جایگاه شایسته مون نرسونده؟!

دیدگاههای خودتون را بنویسید و لطفا افراد مذهبی احساس توهین آمیز بودن نکنند!

چرا در نظام دیکتاتوری رای بدهیم؟!

فوریه 24, 2009

این روزها بحثهای زیادی در مورد اینکه انتخاب بین بد و بدتر کار درستی هست یا نه, وجود داره. اونم بین آدمایی که شاید از نظر پایه ای کاملا یه عقیده دارند:ناکارآمد بودن سیستم دیکتاتوری حاضر و نیاز به تغییرات بنیادین. ولی سوال اینه که بهترین راه برای رسیدن به هدف مشترک چیه.

  ببینید بین من(ما) و کسایی که فکر می کنند تحریم بهترین راه حله فقط یه اختلاف در یه نکته کلیدی وجود داره. اونم تفاوت در موثر بودن هر کدوم از روشهاست. فکر می کنید اگه من و شما که در نا کارآمد بودن نظام و سیستم هم عقیده ایم و در مورد خط مشی سیاسیمون با تفکر رفتار می کنیم، دور هم جمع بشیم چه درصدی از جامعه رو تشکیل می دیم؟خیلیهامون که دیگه اصلا ایران نیستیم که بتونیم در انتخابات شرکت کنیم یا نه. ولی کسایی که موجودند من با اطمینان می گم که حداکثر 15 درصد مردم ایران رو تشکیل می دن. اگه این تعداد بالای 50 درصد بود من با قاطعیت گزینه تحریم رو انتخاب می کردم چون قادر بودیم مشروعیت نظام رو زیر سوال ببریم. ولی حالا ما و هم فکرانمون زیاد نیستیم. باور کنید که زیاد نیستیم. 50 درصد ایرانیها در هر شرایطی رای خودشون رو می دن و مشروعیت نظام وقتیکه 55 درصد مردم (اگه خیلی همه تحریم کنند مثل اتخابات مجلس ششم) در انتخابات شرکت کنند،اصلا زیر سوال نمی ره. . من رای دادن رو پیشنهاد می کنم چون می شه در فضایی بازتر و آزادتر به اگاه کردن مردم پرداخت. چیزی که با تمام بدیهای خاتمی و نداشتن حداقل های لازم در زمان خاتمی دیدم و الان روندش رو متوقف شده می یابم. مشکل کنونی ما به نظر من نه ستم حاکمان زمان بلکه جهل مردمه. مطمءن باشید که روزی که مردم به اندازه کافی آگاه باشند دولتیان گشت ارشاد نمی تونند با خیال راحت در پایتخت خواهران و زنانمان رو تو ماشین بندازند و همه فرار کنند که مبادا شری دامنشون رو بگیره. خواهشا کمی رئال باشید. باور کنید همه ما به اندازه شما با مبانی فکری افرادی مثل خاتمی مشکل داریم. ولی ما کاری نمی تونیم بکنیم تا زمانی که همراهی باقی رو نداشته باشیم. من فکر می کنند مردم ساکن در ایران بیشتر از هر چیز گرسنه اند و نا آگاه. این حرف شعار نیست. واقعیتیه که به شخصه حتی در تحصیل کرده های دکترا و فوق لیسانس دانشگاههای تهران امیرکبیر و شریف دیده ام. دوستانی داشتم که بسیجی نبودند, با حکومت هم مشکل داشتند ولی به احمدی نژاد رای دادند. بیایید جای اینکه منتظر باشیم تا هر روز بد بختیه مردم ایران از حضور احمدی نژادها بیشتر بشه تا در نتیجه آخوندها و دیکتاتورها بروند کم کم درست کنیم همه چیز رو.


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.